مرتضى مطهرى

331

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هستم كه با سخنان خود به دل نرمى و رقّت و لطافت مىبخشد ، صفا مىدهد . جاى ديگر ، پرده و صحنه عوض مىشد ، چنين حس مىكردم كه يك خطيب اجتماعى و سياسى ايستاده و از مصالح عمومى سخن مىگويد . جاى ديگر مثل اين بود كه فرشته‌اى را مىديدم از عالم بالا دست دراز كرده و مىخواهد مردم را به سوى عالم بالا بكشاند . بلى اين طور است نهج‌البلاغه ، انواع سخن و انواع خطابه در آن يافت مىشود : موعظه هست ، توحيد و معرفت هست ، خطبهء سياسى هست ، حماسه هست . براى نمونه قسمت كوچكى از يك خطبهء حماسى نقل مىكنم . در وقتى كه لشكر على عليه السلام و لشكر معاويه در صفّين به يكديگر مىرسند ، به على خبر مىدهند كه معاويه پيشدستى كرده است و شريعه يعنى محل ورود در آب را گرفته و ما را در مضيقهء بىآبى گذاشته است ، اجازه بدهيد فوراً وارد جنگ بشويم و شريعه را پس بگيريم . فرمود : نه ، صبر كنيد بلكه بتوانيم با مذاكره قضيه را حل كنيم . نامه‌اى نوشت به معاويه و توسط يك نفر فرستاد كه ما اينجا آمده‌ايم بلكه بتوانيم بدون اينكه احتياج به به كار بردن اسلحه باشد با مذاكره اختلافات را حل كنيم و تو قبل از هرچيز پيشدستى كرده‌اى و آب را بر لشكريان من بسته‌اى ، دستور بده جلو آنها را باز بگذارند . اما معاويه گوش نكرد و اين را براى خود شانسى به حساب آورد . عمرو عاص كه وزير مشاور معاويه بود به او گفت : راست مىگويد على ، دستور بده مخالفت نكنند ، و بعلاوه على مردى نيست كه تشنه بماند و نتواند شريعه را از تو پس بگيرد . معاويه قبول نكرد . بالاخره بعد از چند بار رفت و آمد پيكها ، على عليه السلام ناچار شد كه دستور دهد يورش ببرند و سپاه معاويه را عقب برانند . اينجاست كه بايد خونها را به جوش آورْد و غيرتها و حميّتها را تحريك كرد . آمد در مقابل سپاه خود ايستاد و با سه چهار جمله چنان جوش و خروشى به وجود آورد كه طولى نكشيد معاويه و يارانش از دور آب به كنارى رانده شدند . من هر وقت به اين جمله‌ها مىرسم مثل اين است كه ارتعاشى در بدنم پيدا مىشود . آن جمله‌ها اين است : قَدِ اسْتَطْعَموكُمُ الْقِتالَ يعنى اين جمعيت پيش قدم شده‌اند و مانند گرسنه‌اى كه غذا بخواهد خواهان نبرد شمايند . فَاقِرّوا عَلى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخيرِ مَحَلَّةٍ اوْ رَوُّوا السُّيوفَ مِنَ الدِّماءِ تُرْوَوْا مِنَ الْماءِ بنابراين دو راه بيشتر نيست : يا به اين ذلّت و پستى و تأخّر باقى بمانيد يا اين شمشيرها را از خون اين نابكارها سيراب كنيد تا بتوانيد از